روییدن جنون آمیز سیمان و آهن
بچه هاي اعماق، بچه هاي اعماق
آنها در پس تو ها مي ميرند و
و سخني در ميان نيست
من در كجاي ثقل زمين ايستاده ام؟

سالها پس از نگاه کردن از ویزور به جهان، به این نتیجه رسیده ام که چقدر نگاهم به کودکی که تازه با پدیده های پیرامونش روبرو می شود، شبیه نیست، و با آنچه او می بیند فاصله زیادی دارد. این سوال که آیا من می توانم بی آلایش تر ببینم و هر چه بیشتر به جهان نزدیک تر باشم. ای کاش مانند مزدای کوچکم، می توانستم بدور از پیش داوری ها و قضاوت ها جهان را ببینم و آنگونه که چشم های پاکش می بیند عکاسی کنم.